تبلیغات
مّــــــنــطَــ ـ ــ ــقِه آزاد - دل نوشت: پایان مهمانی

مّــــــنــطَــ ـ ــ ــقِه آزاد

قیامت یقه تان را میگیرم اگر ولی فقیه را تنها بگذارید ( قسمتی از وصیتنامه شهید مجید محمدی)



همه چی رو سرسری گرفتم قرآن به سر گرفتنم هم سرسری بود.


سفره رو امروز جمع میکنن.


———————–

تازه داشت یخ های بینمون باز می شد…


تازه داشتیم یاد می گرفتیم چه جوری با هات حرف بزنیم


تازه داشتیم یاد می گرفتیم برات شیرین زبونی کنیم


تازه داشتیم یاد می گرفتیم چه جوری یه چیزی از تو بخوایم


این که قبلش یک عالمه برات زبون بریزیم


هی تملقت رو بگییم و خسته نشیم


بنشینیم از شب تا صبح هزار جور از تو تعریف کنیم


هی بگییم تو بهترین کسی هستی که فلان…


تو تنها کسی هستی که می تونی… بهمان…


حتی نقطه ضعف هات رو فهمیده بودیم


فهمیده بودیم که اگر گریه کنیم تو دست هاتو را بالا می بری…


فهمیده بودیم اگر اشک توی چشممان جمع شد زودی آشتی می کنی


فهمیده بودیم اگر یه امیدی به تو داشته باشیم تو دلت نمی آد ناامیدمون کنی…


حتی یاد گرفته بودیم چه جوری دلت رو بسوزونیم و از تو امان نامه ی آتش بگیریم


یاد گرفته بودیم مثل بچه ها که دستشونو  بالای سرشان می گیرند که کتک نخورند؛


قرآن رو بذاریم


روی سرمون و هی به جون عزیزهات قسمت بدیم…


خیلی چیزها یاد گرفته بودیم

———————–

از بعد ماه رمضان می ترسم

———————–


نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد 1391 ساعت 02:54 ق.ظ توسط مَـهـشِــیــدَ سـآدآت یادگاری ها |

اخرین مطالب
:)
:(
ما دختــــــــرا !!!
:|
....هیس......
:)
زیر باران
:(
ما اینیم! فهمیدی؟!
مینیمال نوشت!!!
چه میکنه این ساندیــس !!!
یا حسیــــــــــــن
لطفا دست نزنید!
آخرین اخبار از تجمع هزاران دانشجو مقابل سفارت سوئیس
دلم میخواد...
دل نوشت: پایان مهمانی
من نسکافه نمیخورم!
باز هم سکوت؟!
نمیدونم ؟!
تحت تعقیب – مسلمان | Wanted – Muslim
خنده بازار یا 5+1
"جاستین بیبر عروسک صهیونیسم"
من چادرم را دوست دارم

نمایش نظرات 1 تا 30